تاریخ

تاریخ

 

 آغاز زندگی انسان در استرالیا به طور تقریبی به 40,000 تا 70,00 سال قبل بازمی گردد.

 

این آغاز احتمالاً به دنبال مهاجرت ساکنان جنوب شرقی آسیا از طریق خشکی های متصل کننده دو قاره در آن زمان و آب گذرهای باریک بوده است. این ساکنان اولیه احتمالاً اجداد استرالیایی های کنونی این کشور هستند.ساکنان بومی اولین ساکنان قاره استرالیا بوده اند. بسیاری از انسان شناسان معاصر معتقدند که این بومیان حداقل 50,000 سال قبل به استرالیا مهاجرت کرده و تا 3,000 سال پیش بیشتر مناطق قاره را تحت تصرف خود در آورده اند. سپس با بالا آمدن آب اقیانوس، تاسمانی و دیگر جزایر ساحلی از قاره جدا شدند. با وجود اینکه دریانوردان چینی، مالزیایی، اندونزیایی و عرب احتمالاً تا پیش از سال 1,500 میلادی به بخشهای شمالی استرالیا دست پیدا کرده اند ولی استرالیا تا قرن 17 میلادی برای غربیان ناشناخته ماند. ساکنان بومی استرالیا، هنگام مهاجرت اروپاییان در قرن 18 میلادی بیشتر شکارچی و کشاورز بوده و دارای فرهنگ شفاهی پیچیده و ارزشهای روحانی بر مبنای احترام به سرزمین اجدادی و اعتقاد به آغاز خلق زمین بوده اند. اهالی جزیره تورس به ملانزی ها معروفند. سواحل شمالی و آبهای استرالیا به طور معمول مورد استفاده ماهی گیران مناطق جنوبی آسیا قرار می گرفته است.

 

نام استرالیا از کلمه لاتین "استرالیس" به معنای "جنوبی" گرفته شده است و از اوایل قرن بیستم در بین عوام به  نام اوز (OZ) معروف است.  به ساکنان استرالیا اوسی (Aussie) می گویند.

 

نام استرالیا را اولین بار جستجوگری بنام متیو فلیندر به طور رسمی در سال 1804 به کار برد. وی به تبعیت از پشتیبان و حامی سفرهایش، سر جوزف بنکس، در دستنوشته ها و نقشه های سفرش به ترا استرالیس نام استرالیا را برای منطقه استرالیای کنونی به کار برد. بنکس معتقد بود این نام در ذهن عوام آشناتر است. 

 

جمعیت بومی منطقه تا پیش از ورود و اسکان اروپاییان حدود 750,000 نفر تخمین زده شده است. این جمعیت طی 150 سال بعد از ورود اروپاییان به شدت رو به کاهش نهاد. تا سال 1992 حرفی از مالکیت اجدادی یا نام بومی استرالیا به میان نیامد. در این سال دادگاه عالی کوئینزلند یکی از قوانین اصلی استرالیا مبنی بر ترانولیوس (به معنای "سرزمینی که به هیچ کس تعلق ندارد") بودن استرالیا پیش از اشغال اروپاییان را دگرگون کرد.

 

در روز اول ژانویه 1901، اتحادیه مستعمرات پس از یک دهه برنامه ریزی و مشاوره و رای گیری تشکیل و جمهوری ایالات مشترک المنافع استرالیا تاسیس شد و در سال 1907 رسماً بخشی از قلمرو امپراطوری بریتانیا گردید. در سال 1911، قلمرو پایتخت فدرال (که بعدها نام "قلمرو پایتخت استرالیا" را به خود گرفت) به عنوان مکان آینده پایتخت فدرال "کانبرا" مشخص گردید. در فاصله سالهای 1901 تا 1927 در حالی که کانبرا در حال ساخته شدن بود، ملبورن به عنوان مکان موقت استقرار دولت استفاده می شد. کنترل قلمرو شمالی در سال 1911 از دولت استرالیای جنوبی با پارلمان فدرال منتقل گردید. در سال 1914 استرالیا با حمایت حزب لیبرال مشترک المنافع و حزب جدید کارگر استرالیا و به عنوان هم پیمان بریتانیا وارد جنگ جهانی اول شد. استرالیا در جبهه غربی در بسیاری از درگیری های اصلی شرکت داشت.

 

در سال 1931 و در پی تدوین اساسنامه وست مینیستر از سوی بریتانیا، بسیاری از ارتباطات حقوقی بین استرالیا و بریتانیا رسماً به پایان رسید. استرالیا این اساسنامه را رسماً در سال 1942 پذیرفت ولی اعتبار قانونی آن در سال 1939 و در زمان جنگ جهانی دوم تصدیق گردید. عواملی چون شکست نظامی انگلستان در آسیا در 1942 و تهدید حمله ژاپن باعث شد استرالیا برای دفاع از خود و داشتن هم پیمانی نظامی به کشور آمریکا نزدیک شود. استرالیا از سال 1951 تا کنون رسماً تحت حمایت پیمان  ANSUZ و متحد نظامی ایالات متحده می باشد. استرالیا پس از جنگ جهانی دوم از مهاجرت اروپاییان استقبال کرد. از دهه 1970 و به دنبال لغو سیاست "استرالیای سفید"، استرالیا پذیرای مهاجرانی از آسیا و دیگر کشورهای دنیا شد. در نتیجه بافت مردمی، فرهنگی، و ظاهر کشور دستخوش تغییرات زیادی شد. در رفراندوم 1999 تعداد 55 درصد از رای دهندگان و اکثریت مردم ایالات به تغییر حکومت از ایالات فدرال به جمهوری و داشتن رییس جمهور رای منفی دادند. 

با ورود اروپاییان، برخورد بین و بومیان بخصوص در بخشهای مرزی شدیدتر بود. در دهه های 1830 و 1840 هنگامی که مهاجران به زور وارد این سرزمین شدند، تعدای از بومیان را جهت کار در گله داری ها و تعدادی را برای گشت زنی امنیتی به کار گرفتند. ولی تلاشهای بی وقفه کلیسا برای ارائه خدمات و آموزش بومیان باعث ثبات روابط بین نژادی نشد. سفید پوستان گاهی بومیان را به زندان می انداختند و یا آنها را می کشتند و از زنان و کودکان آنها سوء استفاده می کردند.

 

اتحادیه مستعمرات استرالیا پس از جنبشهای متحدسازی در جاهای مختلف دنیا تاسیس شد. ایده متحدسازی در سال 1847 توسط ارل گری، دبیر مستعمراتی بریتانیا، مطرح گردید. در سالهای دهه 1850، جان دون مور لانگ، کشیش اسکاتلندی ولز جنوبی جدید با تشکیل اتحادیه استرالیایی به مبارزه جهت متحدسازی استرالیا پرداخت. برگزاری کنفرانسهایی بین دولتهای مستعمراتی در سالهای دهه 1860 نیز بر متحدسازی و ارتباط بیشتر تاکید کرد. با تشکیل سلطنت کانادا در 1867، مقامات بریتانیا نیز انتظار چنین تشکیلاتی را در استرالیا داشتند.

 

با توسعه تجارت و ارتباطات بین مستعمرات، فشارها جهت برداشتن موانع ارتباطی بین مستعمرات افزایش یافت. بحث سیاست استرالیای سفید، خود نمایانگر نیاز به قوانین یکپارچه مهاجرتی بود. با متحد شدن بیشتر کارگران استرالیایی، اتحادیه های تجاری متمرکز تر شدند و این نشان دهنده جذابیت سیستمهای سیاسی و اقتصادی یکسان و یکپارچه بود. شرایط بی ثبات اقتصادی و کسادی آشکار در سال 1892 به تشکیل احزاب کارگری در هر مستعمره منجر شد. این احزاب به دنبال احقاق حقوق و منافع کارگران بودند.

 

در اوایل دهه 1890، توقف بلند مدت پیشرفت اقتصادی که از 1860 در مستعمرات آغاز شده بود به یکباره پایان یافت. این توقف به خصوص در ملبورن تاثیر زیادی به جا گذاشت. این مسئله به آغاز تغییر جنبشهای فدرال از ویکتوریا به نیو ساوث ولز کمک کرد. در سال 1889 صدر اعظم هنری پارکس، حمایت خود را از شکل جدید فدرالیسم اعلام کرد. این فدرالیسم جدید با مدلهای شورای فدرال متفاوت بود. در سال 1891، گروهی از نمایندان و وکلای حقوقی مستعمرات در سیدنی، نوشتن پیش نویس قانون فدرال را آغاز کردند. البته رقابتها و سودجویی های سیاسی و منطقه ای روند تدوین را کند می کرد. سرانجام در سال 1897، سیاستگذاران بر کلیات پیش نویس قانون به توافق رسیدند و در سال 1899 مردم استرالیا آنرا تایید کردند. در پی آن، مجموعه مستعمرات مشترک المنافع استرالیا در سال 1900 توسط پارلمان بریتانیا به تایید رسید و در یکم ژانویه 1901 رسماً موجودیت پیدا کرد.